اولین روزه

مبینای عزیزم دیروز برای اولین بار به طور کامل روزه گرفت.

توی این گرمای تابستون و روز های بلند فکر نمی کردم طاقت بیاره،اصلا هم دربارهی گرفتن یا نگرفتن روزه باهاش حرف نزده بودم.اما دیروز که از سر کار برگشتم دیدم داره نماز می خونه و بهم گفت روزه است .

از اراده اش خیلی خوشم اومد.

تازه موقع افطار هم فکر می کرد حتما اول باید نماز بخونه بعد روزه اش رو باز کنه که دیگه من بهش توضیح دادم بعد از افطار هم می شه نماز خواند.

خدا الهی همه ی بچه ها رو برا پدر و مادرشون حفظ کنه ،مبی عزیز من رو هم همینطور. 

/ 1 نظر / 18 بازدید
حننانه

[چشمک]مي شه بگيد اون چند سالشه ؟