شب های قدر

روزهای آخر ماه رمضان هست.

امسال ماه رمضان برای من یه فرق بزرگ داشت :اونم این بود که اکثر روزها افطار رو با مبی عزیزم تنها بودیم و روزه دار کوچولوی من همه ی روزه هاشو گرفت.

راستش فکر نمی کردم بتونه اما بهم نشون داد چه اراده ی قوی ای داره.

من به شخصه هیچ اصراری در گرفتن یا نگرفتن روزه برای مبی نداشتم .اما خودش دوست داشت بگیره.به نظر من اعتقادات دینی رو اصلا نباید به بچه ها تحمیل کرد.

توی ایام مدرسه یک بار که مربی قر آن مبی به من گفت چرا هر روز تو دفتر ارتباط با مدرسه جای ساعت نماز رو خالی می گذارید،من جواب دادم نماز یه عبادت شخصیه و من که مادر مبی هستم هم به خودم اجازه نمی دم توی یک همچین مسئله ی خصوصی ای دخالت کنم.همون روز هم به مبی گفتم اگر دوست داری نماز بخونی بدون که این کار رو فقط برای خودت انجام می دی.

هر سه شب قدر رو من و مبی توی خونه کنار همدیگه دعا خوندیم و تا نزدیک سحر بیدار بودیم .

خدایا شکرت بخاطر نعمت بزرگی به نام مبی .

می خوام برای روز عید براش کادو بخرم،اما هنوز نمی دونم چی بگیرم؟

 

 

خدا همه ی گوچولو های گل رو برای پدر مادرشون حفظ کنه.

/ 2 نظر / 17 بازدید
پيتر

چرا تنها ؟ بابا ش كجا بود؟