Lilypie Kids Birthday tickers> مبینا دختر شهر قصه ها
پرشین وبلاگ لیست وبلاگ های فارسی قالب های وبلاگ
مبینا دختر شهر قصه ها
 
نوگل من

حدود دو سال از جدایی من و پدرت می گذره.چیزهای زیادی عوض شده .کلا انگار همه ی زندگیمون تغییر کرده.

من و تو که حالا یه دختر خانم سیزده ساله هستی خیلی تلخ و شیرین ها و فراز و نشیب ها رو پشت سر گذاشتیم .تو شدی همدم و مونس همه ی لحظات زندگیم .تو هم نفیم هستی.

داشتن تو بزرگترین معجزه ی زندگی منه.

روز تولدم، روز مادر و کلا مناسبت هایی که به من مربوط می شه رو هیچ وقت فراموش نمی کنی و همیشه با گل و هدیه سورپرایزم می کنی .همه ی آرزو هام و خواسته هام در تو خلاصه می شه.محبت ناب رو تو بهم چشاندی .

عاشقانه دوستت دارم.

تو تمام مشکلاتی که داشتیم محکم و استوار کنارم موندی .ممنونم ازت نوگل زندگیم.

...

نظرات()        link        دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ - مامان مبینا | تگ ها:نوگل من

تابستان 93

حدود هفت ماه از جدایی من و پدر مبی می گذره ،تو این مدت من و مبی روزهای تلخ و شیزین زیادی رو با هم گذروندیم .

مبی عزیزم بزرگترین شادی رو با گرفتن کارنامه اش که تمام نمراتش 20 بود به قلبم هدیه داد.

دلم می خواد همه ی سعیم رو بکنم تا مبی عزیزم احساس کمبود یا ناراحتی نکنه.

خدایا بخاطر داشتن مبی تو رو هزازان هزار بار شکر

مبی عزیزم همه ی روزه هاش رو هم گرفته .برای عید فطر در فکر یه کادوی خوب براش هستم.

...

نظرات()        link        سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳ - مامان مبینا | تگ ها:تابستان 93

اسفند 1392

روز 27 اسفند سال 1392 است.

عجب سالی بود.

به ما چه ها گذشت .....

انگار بجای یک سال 10 سال گذشته.

من و پدر مبی دو ماهه که رسما جدا شدیم ،مبی با من زندگی می کنه .

خیلی سخته اما دارم تلاش می کنم خودمو قوی نگه دارم .

از صمیم قلب امیدوارم سال جدید برای همه سال بهتری باشه ،آمین

 

سال نو مبارک!

...

نظرات()        link        سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ - مامان مبینا | تگ ها:اسفند 1392

مهر ماه 92

 

باز آمد بوی ماه مدرسه                                                   بوی بازیهای راه مدرسه 

 

امروز روز اول مهره ،صبح ساعت 6 مبی من رو از خواب بیدار کرد ،صبحانه کورن فلکس و شیر خورد و از زیر قرآن ردش کردم و با آژانس به مدرسه رفتیم اما ظهر دیگه سرویس مدرسه برش می گردونه.توی راه دیدم زیر لب داره سوره می خونه و صلوات می فرسته ،آدم از نگاه کردن بهش مخصوصا وقتی تو عالم خودشه لذت می بره.

تابستان امسال مبی عزیزم سرش گرم یادگیری ویولن و اسکیت بود و تعداد زیادی کتاب خوند.قراره کلاسهای ویولن و ایکیتش رو ادامه بده .

امسال مبی به کلاس ششم می ره.متاسفانه روپوش مدرسه اش هنوز آماده نشده و من از بی مسئولیتی فروشگاهی که روپوش رو باید از اونجا تهیه می کردیم خیلی ناراحتم.

امیدوارم امسال برای مبی و همه ی بچه ها یکی ازبهترین و خاطره انگیز ترین سالهای عمرشون باشه.

 

...

نظرات()        link        دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ - مامان مبینا | تگ ها:مهر ماه 92

تابستانه های من و دختری

امسال تابستون من و مبی اغلب اوقات رو با هم گذروندیم.

مبی عزیزم به کلاس ویولون می ره که خیلی هم به این ساز علاقه داره و با پشتکار هر روز تمرین میکنه .

مبی به کلاس اسکیت هم می ره ،آخر کلاس قیافه اش شبیه کسانی می شه که کوه کندن!!!!! خسته و عرق ریزون اوه

من و مبی این تابستون تقریبا تمام فیلمهایی رو که تو سینما اکران کردند رو رفتیم و تماشا کردیم .گاهی هم استخر می رفتیم .

درسته که بابای مبی بخاطر شرایط کاریش اکثرا نیست اما من سعی کردم اوقات فراغت دختری رو پر کنم و باباش هم با خرید تبلت جبران مافات کرد.

 

مبینا کلییییییییییییی کتاب خوند و می خونه ،کیف می کنم می بینم این بچه این فدر عاشق کتابه .حتی تمام پول هفتگیش رو هم جمع می کنه تا کتابای تازه بخره.

سری کتابهای "مانولیتو" و "خانه وحشت " و "جودی دمدمی " رو خیلی دوست داره.

...

نظرات()        link        سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ - مامان مبینا | تگ ها:تابیتانه های من و دختری

زیارت

از آخرین پست این وبلاگ شش ماه می گذره.

چه اتفاقاتی که تو این شش ماه نگذشته...

در اواخر ماه اسفند ما به زیارت خانه خدا رفتیم.واقعا عالی بود .

مبی عزیزم محرم شد و با وجود این که من خیلی نگران بودم دخترم می تونه اعمال رو بجا بیاره یا نه ،اما خدا رو شکر که به خوبی از پسش بر اومد.

 

...

نظرات()        link        دوشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٢ - مامان مبینا | تگ ها:زیارت

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس